مرتضى راوندى
300
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
چنگيزى ، يعنى اولوس جوجى ، جغتاى ، تولوى ، و اوبوس شخص امپراتور ، علاوه بر عمال ادارى ، سرداران نظامى كه فرستادهء مخصوص آن شاهزادگان بودند ، به ممالك تابع مىآمدند تا از جانب ايشان نظارت مستقيم بر امور نظامى داشته باشند : اين روش ايجاد گرفتاريها و اختلافات فراوانى در ممالك تابع مىكرد ؛ چنان كه مثلا در ايران ، هريك از آنان براى خود دستگاهى فراهم ساخته بودند كه براى خزانهء مملكت بسيار گران تمام مىشد . . . با توجه به رقابت و نزاع بين خوانين اولوسها . . . در دوران كوتاه حكومت جنتمور ، با وجود همهء اشكالات . . . اصلاحاتى در كارهاى ادارى و نحوهء وصول مالياتها به عمل آمد : مقرر شد از ده تغارغله يك تغار اخذ شود ، بين پايتخت و ساير نواحى خطوط ارتباطى ايجاد شد تا كار مراسلات و رسيدن اخبار با سرعت بيشترى انجام گيرد . با اينكه اوكتاى كمابيش اصلاحطلب بود ، با اين حال ، ظلم و بيدادگرى همچنان باقى بود . بخصوص در مورد شهرهايى كه تسليم نمىشدند و پس از جنگ و خونريزى فتح مىشدند ، روش مغولان همچنان خصمانه و توأم با قتل و غارت بود . در جلد دوم جهانگشاى - جوينى ، سياست مغولان در عهد جنتمور چنين بيان شده است : « به هركجا كه رسيدى و گذر ايشان بودى ، جماعتى كه ايل شدندى مال بر اهل آن حكم كردى ، و موضعى كه به يأس و قتال بگرفتندى اهالى آن را به شكنجه عقوبت مىكردندى تا آنچه داشتى بدادى و به آخر زنده نگذاشتى . . . » « 182 » پس از مرگ جنتمور ، گرگوز « 183 » كه از روشنفكران و مصلحين مغول بود و سالها معاونت و نيابت جنتمور را به عهده داشت ، به حكومت و زمامدارى رسيد ، و با وجود مخالفت و كارشكنى دشمان و سودجويان مغولى ، موفق گرديد كه توجه اكتاى را به برنامههاى اصلاحى خود جلب نمايد و با كمك و پايمردى بهاء الدين جوينى صاحبديوان ، كه از زمان جنتمور زمام امور مالى و سياسى را در دست خود گرفته بود ، به يك رشته اصلاحات اقتصادى و اجتماعى دست بزند . و در راه ترميم خرابيها و تعديل مالياتها و جبران خسارات قدمهاى مؤثرى بردارد . بزرگترين مانع اجراى اين برنامههاى سودمند اجتماعى ، رجال نفعپرست مغول ، يعنى اميران و « نويان » ها بودند كه بدون توجه به منافع حياتى ملل مغلوب و مصالح امپراتورى مغول ، تنها در انديشهء غارت مردم بودند و از طرف گروهى از ايرانيان فاسد و جاه - طلب حمايت مىشدند . ولى در اين مبارزه چنان كه گفتيم ، گرگوز پيروز شد و به كمك عمال ايرانى خود ، توانست از تجاوزات آنها جلوگيرى نمايد ، تا جايى كه بقول جهانگشاى جوينى « هيچ اميرى كه پيشتر از آن سرها مىانداخت و هيچ آفريده را مجال اغراض نبود ، سر مرغى نمىتوانست بريد . » « 184 » زمانى كه گرگوز براى تسليم ماليات و گزارش كارهاى خود ، براى بار سوم به دربار اكتاى رفت ، بهاء الدين جوينى را به نيابت خود گذاشت و پس از پايان كار ، با موفقيت به
--> ( 182 ) . ص 269 . ( 183 ) . Gorguz ( 184 ) . ج 2 ، ص 148 .